یک گروه از سربازان کنفدراسیون به رهبری کاپیتان لیف بارستو، در آخرین تلاش ناامیدانه برای تشکیل ارتش در غرب برای کنفدراسیونِ در حال فروپاشی، در مناطق دوردست کالیفرنیا و نوادا گشتزنی میکنند. از آنجا که این گشت نظامی یک کالسکه مسافربری را که جوهانا کارتر یکی از مسافران آن است از حمله سرخپوستان نجات میدهد و خود در یک کوهستان صخرهای گرفتار میشود، در ماموریت خود شکست میخورد اما شرف جنوب قدیم را حفظ میکند.