مایکل پیرسون، وکیل موفق، همجنسگرا است اما همیشه این بخش از زندگی خود را از مادرش کاترین، پدرش نیک و مادربزرگش بئاتریس پنهان کرده است. اما وقتی مایکل متوجه میشود که به ایدز مبتلا شده و به دلیل عوارض این بیماری در حال مرگ است، باید با والدین و بقیه اعضای خانوادهاش روراست باشد. او با وجود ترس از واکنشهای آنها، شریک زندگی دیرینهاش پیتر را به آنها معرفی میکند و از آنها حمایت میخواهد.