تری، نانسی و گلوریا، سه دانشجوی کالج که در راه رفتن به یک کنسرت راک هستند، در یک طوفان شدید باران تصادف میکنند و یکی از آنها به شدت مجروح میشود. آنها برای یافتن پناهگاه و کمک، به خانهای میرسند که زنی مردستیز و دخترش در آن زندگی میکنند؛ و خیلی زود آرزو میکنند که ای کاش هرگز پا به آنجا نمیگذاشتند.