هنرمندی به نام آلیسون شاو پس از اینکه به سختی از چنگ متجاوزان در تورنتو فرار میکند، به همراه همسر فداکار و جذابش دارین که یک کارگر ساختمانی است، به شهر کوچکی در حومه انتاریو نقل مکان میکنند تا خانه رؤیایی خود را بسازند. مردم محلی از آنها استقبال میکنند، به ویژه دیوید اسنو که دارین را شریک خود در یک تجارت عتیقه و گالری هنری آلیسون میکند. اما به مرور آلیسون متوجه میشود که دیوید ممکن است همان قاتل زنجیرهای پشت چندین قتل زنانی باشد که شباهت زیادی به او دارند؛ با توجه به شهرت عالی دیوید، هیچکس حرف او را باور نمیکند. حتی پس از نقل مکان آنها به ونکوور، وسواس فکری آلیسون همچنان ادامه دارد و صبر دارین لبریز میشود...