فیلم «عشق تو هرگز شکست نمیخورد» داستان لورا است؛ مادری شاغل که فقط میخواهد وقت بیشتری را با دختر ۹ سالهاش، کلسی، بگذراند. متاسفانه رئیس سختگیر او، پل، ایدههای دیگری در سر دارد. وقتی دیلان، پدر کلسی، درخواست حضانت مشترک میدهد، لورا مجبور میشود کلسی را به تگزاس ببرد؛ جایی که با سبک زندگی، کلیسا و پدری که پشت سر گذاشته بود روبرو میشود. با کمک کشیش کلیسای محلی، فرانک، لورا و دیلان راه بازگشت به تعهدی را که به یکدیگر و به کلسی داشتند پیدا میکنند.