لورا منسفیلد پس از اینکه جکی ولز، آدمکش حرفهای گروه تبهکاران، به پدر تاجرش شلیک میکند، نگاهی گذرا به او میاندازد. در اداره پلیس، لورا جکی را به عنوان قاتل شناسایی میکند، اما افسر مسئول پرونده، ستوان بروستر، به دلیل نبود مدارک تاییدکننده او را آزاد میکند. لورا که خشمگین شده است، خود را به دل جکی بیخبر از همهچیز راه میدهد تا او و آرمیتاژ، صاحب باشگاهی که با تبهکاران در ارتباط است را در تله خود گرفتار کند.