کلی یک قاتل است. او در خیابانها پرسه میزند و قربانیانش را به دست سرنوشت انتخاب میکند. پشت این جنون، پدرش «سم» قرار دارد؛ مردی که نادانسته با پر کردن ذهن فرزندش از سالها داستانهای شیطانی، دروغ، تلخی، آزار و ترس، یک قاتل زنجیرهای تربیت کرده است. حالا کلی بزرگ شده و سلطه ظالمانه پدرش بر او به پایان قطعی خود نزدیک میشود.