وقتی تد، دوستپسر مری، او را به یک رستوران مجلل دعوت میکند، مری متقاعد میشود که او قصد خواستگاری دارد. اما مری به جای ازدواج، رها میشود. دوستان مری برای خوشحال کردنش او را نزد یک رمال میبرند که طلسمی میخواند تا مری را دوباره به دوستپسر سابقش برساند. تنها مشکل اینجاست که مری نگفته بود کدامیک! او با پاتریک، دوستدوران دانشگاهش روبرو میشود و با وجود اینکه فکر میکند او اصلاً مناسبش نیست، دوباره کمکم عاشقش میشود. تد به زودی به اشتباهش پی میبرد و میخواهد مری برگردد. حالا مری میان دو عشق سابقش گیر کرده است: کسی که روی کاغذ ایدهآل است و کسی که واقعاً برای او ساخته شده است.