داستان سانتو باستوچی، بانکدار محلی که استعدادی کمیاب در حفظ کردن اعداد دارد؛ او ناخواسته وارد بازی قدرت یک خلافکار قدیمی به نام مانی «دستکج» میسترا میشود. سانتو میان وفاداری به پدرزن حیلهگرش بنی، دوست دوران کودکیاش باستا و عموی باهوشش ماتئو که کشیش کلیسای بروکلین است، گیر افتاده است.