آکیرا، مربی شیلات ژاپنی، مجذوب یک دختر زیبای کوبایی به نام مارتیا میشود. آکیرا با وجود اینکه در ابتدا طرد میشود، همراه با مارتیا به وطن او بازمیگردد. او در طول مسیر، کوبای پس از انقلاب، زمینهای کشاورزی، آثار بهجامانده از انقلاب، ارتشهای در حال آموزش و کاسترو را در یک تجمع سیاسی میبیند.