کاپیتان آلن کینگ که تازه وارد شده و در مدرسه نظامی سندهرست آموزش دیده است، زبان پشتو را بهتر از هر سرباز کهنهکاری بلد است و در همان منطقه متولد شده است. او به لطف احمد، یک فراری بومی افریدی از نیروهای شورشی متعصب مسلمان به رهبری کرم خان، از حمله به اسکورت خود در نزدیکی تنگه خیبر جان سالم به در میبرد. اما به محض اینکه افسران همکارش میفهمند مادر او یک زن مسلمان بومی بوده و والدینش حتی از سوی خانوادههای خود طرد شده بودند، او قربانی تبعیض و تعصبات سرسختانه میشود؛ تا جایی که ستوان جفری هیث اتاق مشترکشان را ترک میکند و تنها ستوان بن برد نیمهایرلندی با او همراه میماند.