فیلم «قایق طلایی» که در فرم از سریالهای پلیسی و اپراهای صابونی آمریکایی الهام گرفته شده، روایتی سورئال و دیوانهوار در خیابانهای نیویورک است. این فیلم داستان مرموز و اغلب خندهدار پیرمرد بیخانمانی به نام آستین را روایت میکند که یک آدمکش وسواسی و کمدی است. او با یک منتقد جوان راک و دانشجوی فلسفه به نام اسرائیل ویلیامز همراه میشود. در طول ماجراجوییهایشان، آستین به دنبال معشوقه خود که ستاره یک سریال مکزیکی است میرود و در این مسیر با شخصیتهای تلویزیونی مختلفی روبرو میشود که گفتگوهایشان از توهینهای گانگستری تا بحث درباره وجود خدا را در بر میگیرد.