سوزان شلی از آسایشگاهی که پس از شوک ناشی از مرگ آتشین مادرش در آن بستری بود، مرخص میشود. پدرش همسر جدیدی اختیار کرده که فقط برای رسیدن به ثروتی که از زن مردهاش به او رسیده، با او ازدواج کرده است. سوزان هنوز تحت تأثیر خاطرات مادرش است و نامادریاش با همدستی معشوق خود توطئه میکند تا این دختر پریشانحال را وادار کند آنها را به سمت گردنبند الماس مفقود شده مادرش راهنمایی کند.