آنیتا در حالی که والدینش در سفر هستند در خانه آنها اقامت دارد و برای نوشتن نمایشنامهاش با مشکل روبروست. یک دوست قدیمی به نام ریچارد به دیدن او میآید و آنها دوباره با هم ارتباط میگیرند. مدتی بعد، ریچارد بازمیگردد، اما این بار مشکلی وجود دارد.