مندی لیدز، زن جوان موفقی که در میامی زندگی میکند، در حال طی کردن پلههای ترقی در صنعت هتلداری است. اگرچه او زیاد به زادگاه کوچک خود در شمال برنمیگردد، اما امسال مادربزرگش بالاخره او را متقاعد میکند که برای کریسمس به خانه بیاید. مندی دلیل دیگری هم دارد؛ مسافرخانه محلی و دنج شهر برای فروش گذاشته شده و او میخواهد آن را برای شرکتش بخرد. مندی با تمرکز روی هدفش به خانه برمیگردد، اما در آنجا با لوکاس منزینو، رقیب دوران دبیرستانش روبرو میشود که او هم چشم به خرید مسافرخانه دارد.