وقتی ربکا میلر دو هفته قبل از کریسمس برای مراقبت از برادرزاده و خواهرزادهاش به تنسی بازمیگردد، آخرین چیزی که انتظارش را دارد تجدید دیدار با درو، بهترین دوست دوران کودکیاش است. او در حالی که تلاش میکند روحیه کریسمس را در بچهها زنده کند و ایمان آنها به بابانوئل را بازگرداند، فعالیت محبوب دوران کودکیاش یعنی «۱۲ روز کریسمس» را دوباره کشف میکند؛ کاری که همیشه با درو انجام میداد. با رشد اشتیاق بچهها به تعطیلات، دوستی ربکا و درو دوباره جان میگیرد و او با نگاهی کاملاً جدید به درو مینگرد.