پس از مرگ پدربزرگ، والنتینا به همراه همسر مجسمهسازش پیر، در ویلای قدیمی خانوادگی که بخشی از آن را به ارث برده ساکن میشود (نیمی از آن متعلق به دخترعمویش مارتا است که از قبل آنجا زندگی میکند). همزیستی آنها دشوار از آب در میآید: والنتینا بیپروا و بیبندوبار است، در حالی که مارتا، حداقل در ظاهر، پارسا و بافضیلت به نظر میرسد. در واقع، وقتی والنتینا ناگهان میمیرد، مارتا شروع به اغواگری میکند تا پیر را به آغوش خود بکشد. این وضعیت دنج به زودی با حضور یک افسر پلیس برای تحقیق درباره مرگ والنتینا تغییر میکند.