پدری به همراه دو دختر خردسالش در تلاشاند تا پس از یک پاندمی که آنها را مجبور به قرنطینه و ناتوان از صحبت کردن کرده، زندگی عادی بسازند. وقتی خانه دیگر امن نیست، آنها برای جستجوی شروعی تازه به جاده میزنند. در حالی که مطمئن نیستند افرادی که با آنها ملاقات میکنند دوست هستند یا دشمن، باید بر ترسهای خود غلبه کنند، قدرتی عمیقتر بیابند و ریسک گشودن دوباره قلبهایشان را بپذیرند.