وقتی آیدا با چشمانی گریان و آرایشی درهمریخته به طور غیرمنتظره به خانه خواهرش میرود، آلیسونِ جدی و مبادی آداب، راهی پیدا میکند تا برای یک شب از وظایف مادری خلاص شود و هر دو به یک بار در شرق شهر میروند. در آنجا با ویل و کلارک که به تازگی طلاق گرفته و شلوار ورزشی به تن دارد، برخورد میکنند. پس از کمی درددل درباره ازدواجهای ناموفق و دیگر دغدغههای بزرگسالی، این چهار نفر راهی شبگردی میشوند؛ از آپارتمانهای مرکز شهر گرفته تا شنای نیمهشب، آنها مصمم هستند ثابت کنند هنوز هم میتوانند خوش بگذرانند.