ساموئل جوان و مری کوچک مجذوب مردی به نام یحیی تعمیددهنده شدهاند، اما نمیتوانند ریسک ماندن در یک مکان را برای شنیدن پیام او بپذیرند. این خواهر و برادر که از دست سربازان رومی فراری هستند، باید برای زنده ماندن دست به هر کاری بزنند. اما وقتی با زنی مهربان در کنار یک چاه ملاقات میکنند، او آنها را با پسرش، عیسی، آشنا میکند؛ دیداری که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.