مادیا پس از یک درگیری خندهدار با قانون، به انجام خدمات اجتماعی محکوم میشود. او که مصمم است کار خیری برای محله انجام دهد، عمه بم و عمو جو را به خدمت میگیرد تا مانع از تعطیلی مرکز جوانان «مامز مابلی» شود. مادیا با زبان تند و تیز و درایت همیشگیاش، بچههای محلی را متحد میکند و ثابت میکند که پشت آن ظاهر سخت، قلبی سرشار از عشق دارد!