تورنی سگرستد، روزنامهنگار مشهور، علیه هیتلر اعلام جنگ میکند و سیاستمداران سوئدی را که سعی داشتند با بهانه «بیطرفی» از استبداد نازیها چشمپوشی کنند، به باد انتقاد میگیرد. تنها سلاح او قلمش است و زندگیاش پر از حواشی است؛ از رابطه با همسر رئیسش گرفته تا رسوایی عشقی با منشیای که از دخترش کوچکتر است و خودکشی همسرش. با این حال، او تا زمان مرگش به نبرد تکنفره علیه هیتلر و رژیم نازی ادامه میدهد و این پرسش را پیش روی مخاطب میگذارد که «آیا واقعاً یک نفر میتواند تاریخ را تغییر دهد؟»