جاش، یک نوازنده که برای گذران زندگی تلاش میکند، در یک حراجی ایبی برنده یک صندلی راحتی قدیمی میشود. از آنجایی که او در نیویورک زندگی میکند و صندلی در آتلانتا است، این موضوع مشکلساز میشود. او از دوستدخترش امیلی میخواهد که در این سفر همراهیاش کند و برادر هیپیاش، رت، نیز در طول راه به آنها ملحق میشود.