کابوسی که به واقعیت تبدیل شده است؛ اسپایکر یک زال غولپیکر با چشمانی صورتی و یک ماشین کشتار دیوانه است که استقامت بدنیاش به مرزهای افسانهای میرسد. او از یک تیمارستان فرار میکند و به شهر کوچکی بازمیگردد که سالها پیش در آن وحشت به پا کرده بود؛ جایی که قربانیانش را با میخهای ریل راهآهن تکهتکه میکرد و اجسادشان را زیر خطوط قطار بیرون شهر دفن مینمود. وقتی گروهی از نوجوانان محلی تصمیم میگیرند در یک خانه متروکه کمپ بزنند، مورد حمله اسپایکر قرار میگیرند و شبکهای از اسرار وحشتناک پنهان در آنجا را کشف میکنند.