یک کنتس پابرهنه، یک پرنسس آشفته، یک دائمالخمر ظریف و یک اشرافزاده بددهن؛ آوا گاردنر که کابوسی برای آمریکای پاکدین و غولهای مترو گلدوین مایر بود، هرگز از دوست داشتن عزیزانش دست نکشید. او حسادت زنان را برمیانگیخت و مردان را به لرزه میانداخت و با تمام توان، حصارهای هنجارهای معمولی را در هم میشکست.