ترزا پرستاری است که زندگی آسانی ندارد؛ شوهرش قمارباز است، پدرش در میان بیماران بختآزمایی غیرقانونی راه میاندازد و خودش هم شبها فقط میتواند بخوابد. یک شب ترزا برخلاف میلش در گردابی از موقعیتهای مبهم گرفتار میشود و به همراه فردیناندو و فریاریلو که اتفاقی با آنها آشنا شده، سر از دنیای تبهکاران کامورا، مسابقات سگدوانی و یک بازی بینگو درمیآورد که خودش نادانسته جایزه آن شده است. او میداند که این شب سخت باید بگذرد، اما چگونه؟