این فیلم که در تابستان ۱۹۱۰ در استرالیا میگذرد، داستان آلن مارشال ۱۴ ساله را دنبال میکند که در حال عبور از دوران کودکی به سمت دنیای هیجانانگیز و در عین حال دلهرهآور بزرگسالی است. برای آلن، با وجود عوارض بیماری فلج اطفال، تنها یک عشق در زندگی وجود دارد: تبدیل شدن به یک سوارکار بزرگ، درست مانند قهرمانش، مربی گوشهنشین اسب، ایست دریسکول. آلن یکی از معدود دوستان ایست است و همچنین از معدود کسانی است که از رابطه پنهانی ایست با زن اشرافی انگلیسی، گریس مکآلیستر خبر دارد. وقتی ایست تصمیم میگیرد گریس را مجبور کند همسرش را ترک کند و با او فرار کند، اوضاع ناگزیر به سمت تراژدی پیش میرود.