پس از سالها فقر، کاریر که یک تعمیرکار است، با مرگ برادرش در یک حادثه، ثروت زیادی به ارث میبرد. او که اکنون ثروتمند شده، تصمیم میگیرد به هر قیمتی نامی از خود به جا بگذارد و شناخته شود. او که از نظر روانی روزبهروز بیثباتتر میشود، شروع به تهدید پلیس و دولت میکند و بیانیههای خود را با نام «آرماگدون» امضا میکند. کارآگاهی از اینترپل هدایت تحقیقات را بر عهده میگیرد و در یک کنفرانس بینالمللی از رهبران جهان در پاریس، تلهای برای او پهن میکند.