دو مرد متفاوت هر کدام معنای واقعی زندگی خود را پیدا میکنند. لزلی و تونی، دو مجرد از طبقه متوسط رو به پایین، دوستانی صمیمی هستند. لزلی روحی سرگردان دارد که به نظر میرسد قادر به ثبات قدم نیست؛ او اخراج شده و دوستدخترش او را ترک کرده است. تونی یک نوازنده ناکام و کارگر پارهوقت در خانه سالمندان است. او از افراد مسن خوشش نمیآید، اما فقط برای نزدیک شدن به دختر رویاهایش، وای، در آنجا کار میکند.