اولویت اول کلر خانوادهاش است. وقتی همسرش دنیس شغل خود را به عنوان کارگزار بورس از دست میدهد، نقشهای سنتی این زوج در خانواده تغییر میکند. در حالی که دنیس نقش جدید خود را به عنوان خانهدار میپذیرد، کسبوکار طراحی مبلمان کلر رونق میگیرد. درست زمانی که او در حال یادگیری هنر ایجاد تعادل بین زندگی کاری و خانوادگی خود است، دنیس دادخواست طلاق را به او ابلاغ کرده و او را به بیصلاحیتی برای مادری متهم میکند. کلر درمییابد که در یک دادگاه مدرن هنوز هم تعصبات سنتی وجود دارد که با ایده زنی که همزمان سه نقش همسر، کارآفرین و مادر را ایفا میکند، همدلی ندارند.