همه چیز با یک بذر کوچک عشق شروع میشود. «معجزهگر دارد میآید!» همه اهالی دهکده کوچک با شنیدن خبر آمدن این مرد سرشناس و شگفتانگیز به روستایشان هیجانزده میشوند. اما مسافر فروتنی که ظاهر میشود، اصلاً آن چیزی نیست که انتظارش را داشتند. آنها منتظر فردی باشکوه بودند که زندگیشان را دگرگون کند؛ اما به نظر میرسد این مرد حتی به سختی میتواند از خودش مراقبت کند، چه رسد به اینکه آرزوهای دیگران را برآورده سازد. با این حال، معجزهها میتوانند در هر شکل و اندازهای و گاهی از جاهایی غیرمنتظره سر برآورند.