فرانسین، مدیر یک کارخانه آبجوسازی در شهری کوچک، همسر جذابی دارد که موهای بلوند و پرپشتش مایه زیبایی شهر است. ماریسکا ظاهری ظریف و اثیری دارد اما عاشق گوشت و آبجو است، در حالی که فرانسین فردی زاهد و سختگیر است. اعضای سختگیر هیئت مدیره کارخانه برای حسابرسی میآیند، اما ماریسکا که یک ضیافت کشتار خوک راه انداخته و به قصاب کمک میکند، حواس آنها را از گزارشهای دقیق فرانسین پرت میکند. وقتی او از پیرمردهای بداخلاق هیئت مدیره دعوت میکند تا از گوشت تازه لذت ببرند، آنها با خوشحالی میپذیرند. فرانسین نمیداند آیا قرارداد دائمی خواهد گرفت یا خیر. برای بدتر شدن اوضاع، برادرش پپین که فردی عجیب، پر سر و صدا و پرحرف است، برای سفری نامحدود از راه میرسد.