هوگو، یک خریدار پوشاک مغرور، با میریام در قطار ملاقات میکند و رابطهای را با او آغاز میکند. او از اینکه میفهمد میریام یک تنفروش است خوشحال میشود، اما نمیداند که میریام نقشهای بسیار فراتر از آنچه هوگو تصورش را میکند در سر دارد.