برف باریده است و دونالد داک میخواهد به سورتمهسواری برود. در همین حال، برادرزادههایش در پایین تپه یک آدمبرفی ساختهاند. دونالد سورتمهاش را به سمت آدمبرفی آنها نشانه میرود و آن را ویران میکند، بنابراین پسرها با قرار دادن یک تختهسنگ در پایین آدمبرفی بعدی خود، تلافی میکنند. این یعنی جنگ، پس آنها برای نبرد به دژهای برفی مخالف خود عقبنشینی میکنند.