مک، سوسک پیر، با استناد به دفترچه یادداشت روزانه کشتی، تعریف میکند که چگونه او و کاپیتان دونالد داک تنها بازماندگان یک کشتیشکستگی بودند. این حشره همیشه شک داشت که اردک با او منصفانه رفتار نمیکند؛ در واقع دونالد مدام سهم غذای او را بالا میکشید و بدون اینکه خودش بفهمد، هم روی کلک شکسته و هم بعد از رسیدن به یک جزیره متروکه، از او به عنوان طعمه ماهیگیری استفاده میکرد. اما در نهایت آنها نجات یافتند و تا آخر عمر در کنار هم ماندند، هرچند دونالد حتی در سنین پیری هم دست از کارهایش برنمیداشت.