دونالد برادرزادههایش را در یک روز مدرسه در حال شنا کردن غافلگیر میکند. او فکر میکند صید آسانی به چنگ آورده است، اما پسرها بسیار باهوشتر از این حرفها هستند. وقتی او سعی میکند با دود کردن آنها را از کلبه درختیشان بیرون بکشد، آنها سه بوقلمون بریان را در تخت خود قرار میدهند و یکی از پسرها را شبیه به یک فرشته آرایش میکنند.