دختر جوانی از قاچاق کودکان نجات مییابد اما در این مسیر مادرش را از دست میدهد. او کینه و نفرت از دنیا را با خود حمل میکند و خشمش را وارد روابطش میسازد. او برای انتقام مرگ مادرش، با پسرها قرار میگذارد تا صرفاً قلبشان را بشکند. این روند ادامه دارد تا اینکه او با کیلب آشنا میشود؛ یک مشاور کارآموز که از گذشته او باخبر است، چرا که به پسرهایی که جنی زندگیشان را به هم ریخته، مشاوره داده است.