دونالد در حال تلاش برای جمعآوری تخم یک کندور (کرکس آمریکایی) است که ناگهان کندور مادر بازمیگردد. او درون یک تخم خالی پنهان میشود و وقتی مادر بزرگ و گرم روی تخم مینشیند، از کارش پشیمان میشود. پشیمانی او زمانی بیشتر میشود که از تخم «بیرون میآید» و مامان او را تشویق به پرواز میکند؛ و البته مادر بسیار محافظهکارتر از آن چیزی نشان میدهد که دونالد دوست دارد.