دیزی به دونالد میگوید که باید انگلیسی و رفتارش را بهتر کند تا دوباره او را ببیند. خوشبختانه، یک همزاد دقیق با لهجه انگلیسی، گفتار واضح و رفتاری بیعیب و نقص از آنجا عبور میکند. دونالد او را متقاعد میکند که خود را به جای دونالد جا بزند، اما با دیدن آغوش و بوسههای دیزی برای آن غریبه، به شدت حسادت میکند.