دونالد در حال سفر در حومه شهر است و تصمیم میگیرد برای شب استراحت کند. او به دلیل هزینه ۱۶ دلاری متل، از اقامت در آنجا خودداری میکند و در یک منطقه جنگلی چادر میزند. او ابتدا با باد کردن تشک بادی مشکل پیدا میکند، سپس با یک تخته سنگ مزاحم روبرو میشود و در نهایت پس از باد شدن تشک بادی، باد آن خالی شده و دونالد را در هوا به سمت متل پرتاب میکند؛ جایی که احتمالاً نظرش تغییر کرده، شب را در آنجا خوابیده و باید ۱۶ دلار را پرداخت کند.