اسمدلی، مدیر هتل برفی که چیلی ویلی در آن اقامت دارد، متوجه میشود که چیلی صورتحساب خود را پرداخت نکرده است. وقتی چیلی همچنان از پرداخت پول خودداری میکند، اسمدلی روشهای مختلفی را برای بیرون کردن او امتحان میکند، اما تمام تلاشهایش توسط چیلی یا به دلیل بیعرضگی خودش خنثی میشود. در نهایت، این ماجرا به جایی ختم میشود که اسمدلی بیرون از هتل به دنبال چیلی میدود و چیلی با فریب دادن او، کاری میکند که مستقیما به داخل دهان یک نهنگ بدود.