در اعماق جنگل، یک پرندهشناس در حال مطالعه گونههای مختلف پرندگان است. ابتدا او «مرغ عشقها» (یک پرنده شوهر زنذلیل و همسر پرندهاش که مدام غر میزند) و یک «مرغ مگسخوار» (که آهنگهای راک زمزمه میکند) را کشف میکند. سپس او وودی را پیدا میکند که انواع و اقسام دردسرها را برایش درست میکند؛ از جمله وصل کردن گوشی پزشکی او به شیر آب در حال چکه، کشیدن لنز دوربینش و کوبیدن آن به صورتش، و انداختن انواع درختان به روی او.