تام تا دیروقت بیرون از خانه مشغول خوشگذرانی با دوستانش بوده است. وقتی به خانه برمیگردد، مامی هیچ عذر و بهانهای را نمیپذیرد و اصرار دارد که او بیدار بماند؛ جری که این گفتگو را میشنود، نقشههای مختلفی را به کار میگیرد تا تام را به خواب ببرد.