آدام متوجه میشود که مرشد یوگای او، آناند، پیشگویی را در طالعبینی تولدش کشف کرده است؛ اینکه او در سن ۲۷ سالگی در یک حادثه خواهد مرد. وقتی آناند از آدام دعوت میکند تا در یک سفر با موتورسیکلت از میان هیمالیای هند به سمت مرتفعترین جاده قابل عبور با خودرو در جهان همراهش شود، او با این سوال اساسی روبرو میشود: آیا یک زندگی واقعی، ارزش مردن را دارد؟