یک شاعر توسط صاحب یک موزه مجسمههای مومی در یک سیرک استخدام میشود تا داستانهایی درباره هارونالرشید، ایوان مخوف و جک قاتل بنویسد. در حین نوشتن، شاعر و دختر صاحب موزه، اوا، داستانهای خارقالعاده را در ذهن خود تجسم میکنند و عاشق یکدیگر میشوند.