وودی وودپکر در حال رانندگی در حومه شهر است و، بگذارید اینطور بگوییم، چندان پایبند به قوانین نیست. او عملاً با درگیر شدن با پلیس راهنمایی و رانندگی که توضیح میدهد به دنبال رانندگان متخلف سرعت غیرمجاز است، برای خود دردسر درست میکند. وودی با رفتن به آلاسکا و بازگشت در کمتر از یک دقیقه، نشان میدهد که خودش یک راننده سرعت غیرمجاز است. پلیس سعی میکند او را دستگیر کند اما وودی میگوید: «شرط میبندم بدون اون یونیفرم اینقدر سرسخت نبودی.» افسر لباسهایش را درمیآورد اما وودی با یک دوربین مجهز به دستکش بوکس به او حمله میکند. وودی همچنین با پوشیدن لباس یک کشاورز سوار بر درشکه و یک مرد چینی با درشکه دستی، حرص او را درمیآورد. در نهایت، پلیس عقلش را از دست میدهد و به بیمارستان روانی فرستاده میشود و وودی به عنوان پرستار او منصوب میشود.