روز مسابقه بزرگ بیسبال بین دو تیم «دریپس» و «دروپس» است و دارکوب زبله تلاش میکند بدون خریدن بلیط و مخفیانه وارد ورزشگاه شود. یک مامور پلیس مدام او را به بیرون پرت میکند، اما دارکوب زبله با پوشیدن لباس بیسبال (از جمله کلاه مخصوص بیسبال، چون بازیکنان کلاه معمولی سر نمیکنند) وارد زمین میشود و خیلی زود خودش را وسط بازی پیدا میکند. او در نهایت با بارانی از توپهای بیسبال که همه تماشاچیان ورزشگاه به سمتش پرتاب میکنند، به تابلوی نتایج دوخته میشود.