والی والروس، صاحب یک مسافرخانه، آگهیای در روزنامه محلی چاپ میکند و به دنبال یک همدم میگردد. دارکوب زبله این آگهی را میخواند و تصمیم میگیرد با پوشیدن لباس دخترانه و پاسخ دادن به آگهی، والی را فریب دهد تا از دستپخت او دلی از عزا درآورد.