دارکوب زبله و والی در یک آپارتمان همسایه هستند. سرگرمی موردعلاقه دارکوب زبله بازی گلف است؛ اما مایه تاسف است که او به جای بیرون، داخل خانه بازی میکند. در نهایت، والی چوب گلف او را میشکند و از او میخواهد دیگر سر و صدا نکند. دارکوب زبله تصمیم میگیرد با حمام کردن مشکلاتش را فراموش کند. وان حمام او سکهای است و وقتی یک سکه ده سنتی برای آب میاندازد، سکه داخل چاه میافتد.