هنگام سفر در یک بزرگراه جنگلی، بنزین ماشین دارکوب زبله تمام میشود. او قصد دارد با کشیدن بنزین از یک ماشین نزدیک، کمی سوخت به دست آورد، بدون اینکه بداند این ماشین متعلق به والی والروس پلیس است که بلافاصله شروع به تعقیب این پرنده میکند. دارکوب زبله با تغییر چهره به عنوان کارگر پمپ بنزین که باک ماشین والی را تا خرخره از آب پر میکند، موقتاً از دست او فرار میکند! وقتی هویت واقعی دارکوب زبله فاش میشود، این دو با پمپهای گریس به دوئل میپردازند.